خانه جایی بود که نور اجازه ورود نداشت و تمام امیدها در آن به طرز بی رحمانه ای سلاخی میشدند. خانه بود که به من آموخت: «اگر میخواهی از شدت شوک های سنگین ناامیدی دیوانه نشوی، بهتر است واقع بین باشی و بجای تصور هر گونه آینده مثبت احتمالی برای رویدادهای خنثای اکنون، هزاران احتمال هولناک را پیش بینی و خود را برای مقابله با تکتک آن ها آماده کنی تا تراژدی های مکرر این ورطه شوم نتوانند در حین ارتکاب به لبخندی ابلهانه از سر خوشبینی غافلگیرت کنند».